سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

194

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

آن گفته‌اند : علّت مجاز عقلى بودن استعاره آنست كه لفظ در معناى لغوى خود استعمال گرديده است . از اينرو طبق اين قول احتراز از استعاره واجب نيست . مصنّف در وجه احتراز از استعاره گفته است : وجه احتراز از استعاره بواسطه قيد اخير آنست كه : استعاره در موضوع‌له خود استعمال شده منتهى بواسطه تاويل . شارح گويد : مقصود از [ تأويل ] آنست كه ادّعاء مىكنيم مشبّه در جنس مشبّه‌به داخل است به اين نحو كه افراد مشبّه‌به را به دو قسم متعارف تقسيم مينمائيم و مشبّه را از جمله افراد غير متعارف قرار ميدهيم . مصنّف گويد : و در تعريف مجاز لغوى سكّاكى چنين آورده است : مجاز لغوى كلمه‌اى استكه تحقيقا در غير موضوع‌له لغوى خود نسبت باصطلاحى كه مورد تخاطب است استعمال شده درحاليكه با آن قرينه‌اى بوده كه از اراده معناى حقيقى ممانعت مىكند . شارح گويد : آنچه سكّاكى در تعريف مجاز لغوى در كتاب مفتاح آورده چنين است : مجاز لغوى كلمه‌اى استكه تحقيقا در غير آنچه وضع شده استعمال شود مشروط باينكه استعمال آن در غير نسبت به نوع حقيقت آن كلمه باشد يعنى مستعمل فيه كلمه نسبت به نوع حقيقت غير محسوب شود در